گزارش تفصیلی کرسی علمی- ترویجی «تاملی بر محاربه در قانون مجازات اسلامی 1392»

این جلسه در تاریخ 17 آذرماه 1397  در تالار بیهقی دانشگاه حکیم سبزواری با حضور پرشور اساتید و دانشجویان برگزار شد و حدود دو ساعت  طول کشید، ابتدا آقای دکتر احمد حاجی ده آبادی دانشیار پردیس فارابی به ارائه بحث پرداختند و سپس ناقدان آقای دکتر عباس شیخ الاسلامی دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی مشهد و دکتر صادق نژاد استادیار دانشگاه حکیم سبزواری به نقد و بررسی مباحث مطروحه پرداختند.

آقای دکتر حاجی ده آبادی در آغاز ضمن بررسی تحولات مربوط به جرم محاربه در قوانین جزایی، اشاره کردند که جرم محاربه و افساد فی الارض در سال 1370، به عنوان یک جرم مورد توجه قانون گذار قرار گرفت و سپس در قانون مجازات اسلامی 1392 قانون گذار این دو جرم را که از جرایم حدی است از یکدیگر تفکیک و در مواد مختلف جای داد. جرم افساد فی الارض مشخصا در ماده 286 قانون مجازات اسلامی گنجانده شد و محاربه در مواد 278 قانون مجازات اسلامی به بعد که البته این مهم ریشه در آیات قرآن هم دارد از جمله آیه 33 سوره مائده:« إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» به محاربه و 32 آن «مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»به افساد فی الارض می پردازد. در حالی که در قانون 1370، قانون گذار محاربه و افساد فی الارض را یک جرم می داند و براساس آیه 32 سوره بقره عمل کرده است؛ زیرا فساد فی الارض وصف یا توضیح محاربه دانسته شده است: الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا . البته این موضوع در فقه نیز اختلافی است.

افزون بر این در قانون جدید، جرم محاربه دارای ویژگی های زیر است:

  • برای نخستین بار در قانون مجازات، انگیزه در تحقق جرم شرط دانسته شده است. یعنی افزون بر سوء نیت عام و خاص ، انگیزه نیز در وقوع جرم محاربه نقش دارد
  • برخلاف سایر حدود، در محاربه بنابه تصریح قانون گذار قاعده درء کاربردی ندارد و محاربه را نمی توان با شبهه دفع کرد.
  • چنانچه محارب پیش از تسلط و دستگیری توبه کند، توبه مسقط مجازات محارب است.

آقای دکتر شیخ الاسلامی در ادامه با اشاره به این که محاسن مقاله و این که فضای آزاد اندیشی را می گشاید و موجب تقویت دیدگاه می گردد به نقد و بررسی پرداختند. ایشان  در آغاز بیان داشتند نویسنده مقاله یعنی آقای دکتر حاجی ده آبادی در مقاله خود، به توسعه محاربه پرداخته و در امور جزایی باید تلاش شود که براساس تفسیر مضیق دامنه جرایم و مجازات ها کاهش یابد. برای نمونه، این که گفته شده، محاربه با ارعاب یک نفر هم مصداق می یابد با تعریف فقهی محاربه که عبارت است:«تشهیر اسلاح لاخافه الناس» سازگار نیست و حداقل سه نفر باید از تجرید سلاج بترسند تا محاربه صدق کند. بنابراین از این جهت نویسنده قایل به گسترش و توسعه محاربه است.

افزون بر این، در قادعده درء نیز نباید گفت صرف شبهه یا شبهه صرف موجب دفع حد و مجازات خواهد شد بلکه در برخی جرایم تحقیق نباید انجام شود مانند جرایم منافی عفت ولی در جرمی مانند محاربه که مجازات سنگین دارد باید تحقیق انجام گیرد و صرف شبهه را نباید تجویز کرد.

دیگر این که مفهوم تسلط و دستگیری باید روشن گردد که در مقاله جایگاه آن معلوم نیست یعنی اگر محارب در محاصره باشد و در همین فاصله تا دستگیری توبه کند آیا توبه مسقط مجازات است.

همچنین در مقاله معلوم نیست تعدد و یا هم زمانی جرم تجرید السلاح با ارعاب لازم است یا نه. مثلا اگر در فضایی فرد تجرید سلاح کند و مکتوم بماند و پس از یک هفته انعکاس یابد و مردم بترسند آیا محاربه رخ داده است یا اصلا رسانه ها آن را برجسته سازند و بزرگ نمایی توسط رسانه انجام و پس از یک هفته مردم بترسند آیا محاربه رخ داده است؟

نیز در محاربه و در هیچ از جرایم نباید اعتقاد داشت که انگیزه در وقوع جرم نقش داشته باشد، انگیزه در وقوع جرم نقشی ندارد.

در ادامه نیز آقای دکتر صادق نژاد به بیان نقد های خود پرداختند. از جمله مباحثی که توسط ایشان مطرح گردید این بود که در بحث توبه، به توبه محارب در نفی بلد اشاره نشده است و اینکه آیا توبه محارب در مدت نفی بلد و بعد از انقضای یکسال منجر به آزادی فرد می گردد یا خیر؟ همچنین بحث مهمی که وجود دارد این است که ملاک زمانی تحقق اخافه چیست؟ آیا انعکاس رسانه ای تصاویر زورگیری و ترس مردم از دیدن این تصاویر منجر به تحقق محاربه می گردد یا خیر؟ دکتر حاجی ده آبادی با تصریح به اینکه این امر از دشواری های بحث است و اظهارنظر در خصوص آن به طور قطعی بسیار دشوار است اما صدق عنوان محاربه بر آن بعید نیست اما دکتر صادق نژاد معتقد بودند که در این مورد حداقل به دلیل جریان قاعدۀ درأ و همچنین اکتفا به قدر متیقن نصوص جزایی، محاربه صدق نمی کند و در حدود باید با احتیاط زیادی برخورد نمود.

در ادامه دکتر صادق نژاد با انتقاد از سیاست جنایی تقنینی مقنن در قانون مجازات اسلامی 1392 در خصوص گسترش دامنه حدود بیان داشتند که توسعه جرایم حدی مانند تصریح به مصرف مسکر به جای شرب مسکر و همچنین آوردن مادۀ پرابهام افساد فی الارض با اصول حاکم بر حدود اسلامی سازگار نیست و جای تفسیرهای متعدد و گسترده را باز می کند.

یکی دیگر از موارد مورد اختلافی در این جلسه، بحث سردستگی موضوع مادۀ 130 قانون مجازات اسلامی است که دکتر حاجی ده آبادی معتقد بودند که این امر ناظر به فرضی است که سردسته خود در عملیات اجرایی شرکت ندارد اما ممکن است عنوان محارب یا مفسد بر وی صدق کند و الا لغویت پیش می آید. این امر مورد انتقاد شدید دکتر صادق نژاد و شیخ الاسلامی گردید بدین توضیح که این ماده ناظر به فرضی است که خود سردسته هم در عملیات اجرایی حضور دارد مانند حضور عبدالمالک ریگی در عملیات های صورت گرفته توسط گروه موسوم به جندالله. و لذا نمی توان سردسته ای را که در عملیات اجرایی جرم شرکت نکرده است را محکوم به حد نمود. در این مورد مبانی فقهی این امر توسط طرفین مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

در پایان جلسه نیز پرسش و پاسخ هایی از سوی دانشجویان و برخی اساتید مطرح و جلسه پایان پذیرفت.