برگزاری «اولین هفته تابآوری» بهعنوان یکی از بزرگترین رویدادهای علمی و دانشگاهی کشور، تنها یک برنامه تقویمی یا مجموعهای از نشستها و کارگاهها نبود؛ بلکه نشانهای روشن از ورود تابآوری به مرحلهای تازه در نظام علمی و آموزشی ایران به شمار میآید.
این رویداد که به همت دانشگاه حکیم سبزواری و خانه تابآوری برگزار شد، در واقع تلاشی جدی برای تبدیل تابآوری از یک مفهوم نظری و وارداتی به دانشی کاربردی، بومی و متناسب با نیازهای جامعه ایرانی بود. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که بومی سازی آموزش تاب آوری نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای آموزش عالی، جامعه و آینده کشور است.
تابآوری در سادهترین تعریف، توانایی فرد، خانواده، سازمان و جامعه برای مواجهه با فشارها، بحرانها، آسیبها و تغییرات و بازگشت آگاهانه و حتی رشد یافته به وضعیت مطلوب است. اما این مفهوم در هر جامعهای، با توجه به فرهنگ، ساختار اجتماعی، باورهای دینی، سبک زندگی، تجربه تاریخی و نظام ارزشها، معنای خاص خود را پیدا میکند. به همین دلیل، اگر آموزش تابآوری بدون توجه به زمینههای بومی طراحی شود، ممکن است در سطح نظری جذاب باشد، اما در عمل نتواند به حل مسائل واقعی مردم کمک کند. از این منظر، بومی سازی آموزش تاب آوری یعنی ترجمه مفاهیم جهانی تابآوری به زبان، نیاز و تجربه زیسته جامعه ایرانی.
نقش دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در این مسیر، نقشی محوری و غیرقابل جایگزین است. دانشگاه فقط محل انتقال دانش نیست؛ بلکه نهادی برای تولید دانش، اصلاح مفاهیم، نقد نظریهها و تربیت نیروی انسانی توانمند برای آینده است. هرگاه دانشگاهها به موضوعی وارد میشوند، آن موضوع از سطح شعار و هیجان عبور میکند و به مرحله پژوهش، آموزش، سیاستگذاری و کاربرد میرسد. بر همین اساس، برگزاری اولین هفته تابآوری در دانشگاه حکیم سبزواری را باید نمونهای موفق از پیوند میان علم، جامعه و مسئولیت اجتماعی دانشگاه دانست. این رویداد نشان داد که دانشگاه میتواند به مرکز اندیشهورزی درباره مسائل واقعی جامعه تبدیل شود و در مسیر بومی سازی آموزش تاب آوری پیشگام باشد.
اهمیت این موضوع از آن جهت دوچندان میشود که جامعه ایرانی در دهههای اخیر با انواع بحرانها و فشارها مواجه بوده است؛ از مشکلات اقتصادی و اجتماعی گرفته تا تنشهای خانوادگی، تغییرات فرهنگی، اضطرابهای تحصیلی، چالشهای محیطزیستی و حتی پیامدهای ناگهانی بحرانهای ملی و جهانی. در چنین شرایطی، تابآوری یک مهارت لوکس یا حاشیهای نیست، بلکه ابزاری برای زیستن، تصمیم گرفتن، امید ساختن و حفظ انسجام فردی و اجتماعی است. اما این مهارت زمانی اثرگذار خواهد بود که بر پایه شناخت درست از بستر فرهنگی و اجتماعی کشور آموزش داده شود. به همین دلیل، **بومی سازی آموزش تاب آوری** باید به یکی از اولویتهای سیاستگذاری آموزشی در کشور تبدیل شود.
دانشگاهها میتوانند در این مسیر چند نقش اساسی ایفا کنند. نخست، تولید دانش بومی از طریق پژوهشهای میدانی و مسئلهمحور. بسیاری از الگوهای تابآوری که در منابع خارجی ارائه میشوند، بر اساس شرایط اجتماعی و فرهنگی متفاوتی شکل گرفتهاند. دانشگاههای ایرانی باید این الگوها را بررسی، نقد و متناسبسازی کنند تا به چارچوبهایی برسند که با جامعه خودمان سازگار باشد. دوم، تربیت مدرس و متخصص در حوزه تابآوری است. اگر آموزش تابآوری قرار است در مدارس، مراکز مشاوره، نهادهای اجتماعی و سازمانها گسترش یابد، نیازمند استادان، پژوهشگران و تسهیلگران آموزشدیده و آشنا با **بومی سازی آموزش تاب آوری** است. سوم، دانشگاهها میتوانند میان رشتهها و حوزههای مختلف پیوند ایجاد کنند؛ زیرا تابآوری صرفاً روانشناختی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، فرهنگی، تربیتی، مدیریتی، اقتصادی و حتی شهری دارد.
یکی از ویژگیهای برجسته برگزاری هفته تابآوری، جلب توجه به همین نگاه میانرشتهای بود.
وقتی دانشگاه، خانه تابآوری، استادان، دانشجویان، پژوهشگران و فعالان اجتماعی در یک بستر مشترک گرد هم میآیند، تابآوری از یک مفهوم فردی فراتر میرود و به یک رویکرد برای توسعه انسانی و اجتماعی تبدیل میشود.
این همان نقطهای است که بومی سازی آموزش تاب آوری معنای واقعی خود را پیدا میکند؛ یعنی آموزش نه بر اساس نسخههای آماده و کلی، بلکه بر اساس نیازهای واقعی مدارس، خانوادهها، محلهها، دانشگاهها و سازمانهای ایرانی.
از سوی دیگر، دانشگاهها در جامعه امروز وظیفهای فراتر از آموزش کلاسیک دارند. آنها باید در برابر آسیبهای اجتماعی، نابرابریهای فرصت، فرسودگی روانی دانشجویان، بحران هویت نسل جوان و ضعف مهارتهای زندگی پاسخگو باشند. اگر دانشگاه نتواند مهارتهای زیست مقاوم، خودتنظیمی، امیدآفرینی، حل مسئله و همدلی را در دانشجویان تقویت کند، بخشی از رسالت اجتماعی خود را از دست داده است. در اینجا، بومی سازی آموزش تاب آوری میتواند به عنوان یک راهبرد کلیدی، کیفیت آموزش عالی را افزایش دهد و آن را از انتقال صرف اطلاعات به سمت توانمندسازی واقعی سوق دهد.
همچنین باید توجه داشت که بومیسازی به معنای بستن درها به روی دانش جهانی نیست؛ بلکه به معنای انتخاب هوشمندانه، انطباق خلاقانه و بازآفرینی علمی است. دانشگاههای کشور باید از تجربههای جهانی استفاده کنند، اما آنها را با فرهنگ ایرانی-اسلامی، سرمایههای اجتماعی محلی، سبک تربیتی خانواده ایرانی و واقعیتهای زیستجهان دانشجویان تطبیق دهند. دقیقاً در همین نقطه است که **بومی سازی آموزش تاب آوری** از یک شعار به یک راهبرد علمی تبدیل میشود. این راهبرد میتواند به طراحی محتوای آموزشی، تدوین بستههای مهارتی، برنامههای مشاورهای و حتی سیاستهای حمایتی در دانشگاهها منجر شود.
خاتمه سخن اینکه برگزاری اولین هفته تابآوری را باید آغاز یک حرکت دانست،
نه پایان یک برنامه. این رویداد نشان داد که ظرفیت علمی کشور برای تولید اندیشه و اقدام در حوزه تابآوری بسیار بالاست و اگر دانشگاهها، مراکز علمی و نهادهای فرهنگی در کنار یکدیگر قرار گیرند، میتوانند الگوی جدیدی از آموزش را پایهگذاری کنند؛ الگویی که هم علمی است، هم کاربردی، و هم ریشهدار در فرهنگ جامعه. آینده آموزش تابآوری در ایران وابسته به تداوم چنین حرکتهایی است. هرچه دانشگاهها در مسیر بومی سازی آموزش تاب آوری فعالتر شوند، جامعه ایرانی توانمندتر، آمادهتر و مقاومتر در برابر بحرانها و تغییرات خواهد بود.

