دانشگاه حکیم سبزواری و افق گشایی در بومی سازی تاب آوری
در فضای علمی و اجتماعی امروز ایران، تابآوری یکی از مهمترین مفاهیمی است که نسبت آن با آینده فرهنگی، اجتماعی و آموزشی کشور باید با دقت بیشتری بازاندیشی شود. جامعه ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از فشارها و دگرگونیهای همزمان روبهرو بوده است. تغییرات سریع فرهنگی، تحولات رسانهای، فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی، گسستهای نسلی، دشواریهای اقتصادی و فشارهای روانی، همگی این ضرورت را برجسته کردهاند که تابآوری دیگر تنها یک مفهوم عمومی یا ترجمهای نباشد، بلکه در متن تجربه تاریخی، هویتی و فرهنگی ایران فهم و بازتعریف شود. در چنین افقی، دانشگاه حکیم سبزواری با ورود فعال و هدفمند به حوزه تابآوری فرهنگی هویتمحور، نقشی پیشگامانه در بومی سازی تاب آوری بر عهده گرفته است.
اقدام دانشگاه حکیم سبزواری در پیگیری مأموریت ملی تابآوری فرهنگی هویتمحور، یک فعالیت محدود آموزشی یا یک عنوان سازمانی ساده نیست. این مأموریت در عمل چارچوبی راهبردی برای پیوند دادن دانش دانشگاهی با نیازهای واقعی جامعه، سرمایه فرهنگی، حافظه جمعی و آیندهنگری ملی پدید آورده است. اهمیت این رویکرد در آن است که تابآوری را از سطح واکنش به بحران، به سطح توان بازسازی اجتماعی، حفظ پیوستگی فرهنگی، تقویت هویت جمعی و ارتقای ظرفیت جامعه برای سازگاری خلاقانه با تغییرات منتقل میکند. از همین رو، دانشگاه حکیم سبزواری توانسته است چراغ بومی سازی تاب آوری را در فضایی روشن کند که کشور بیش از هر زمان دیگر به آن نیازمند است.
بومی سازی تاب آوری در این معنا، یک انتخاب زبانی یا یک جابهجایی اصطلاحی نیست. این فرایند به معنای آن است که مفهوم تابآوری بر اساس واقعیتهای فرهنگی و اجتماعی ایران، تجربه تاریخی مردم، ساختار خانواده، سنتهای همیاری، سرمایههای معنوی و زیستجهان ایرانی صورتبندی شود. هر اندازه این مفهوم از بافت فرهنگی خود دور بماند، از کارآمدی آن در عرصه سیاستگذاری، آموزش، فرهنگ و مداخله اجتماعی کاسته میشود. ارزش کار دانشگاه حکیم سبزواری در آن است که این ضرورت را بهدرستی تشخیص داده و تلاش کرده است تابآوری را از سطح اقتباس نظری، به سطح تولید دانش بومی و نهادسازی علمی ارتقا دهد.
در این مسیر، همکاری با خانه تابآوری ایران نقش مؤثری در تقویت و گسترش این حرکت داشته است. این همکاری به شکلگیری پیوندی ثمربخش میان نهاد دانشگاه و یک بستر فعال تخصصی در حوزه آموزش، تولید محتوا، ترویج دانش تابآوری و گسترش گفتوگوهای علمی انجامیده است. حاصل این همافزایی، فراهم شدن فضایی برای توسعه ادبیات تخصصی، انتقال تجربه، آموزش گروههای مختلف و ترویج نگاه فرهنگی و هویتی به تابآوری بوده است. همین پیوند میان ظرفیت دانشگاهی و فعالیتهای تخصصی خانه تابآوری ایران، زمینهای فراهم کرده است تا بومی سازی تاب آوری از مرزهای نظری عبور کند و در قالب برنامههای منسجم علمی و فرهنگی در سطح ملی نمود پیدا کند.
یکی از جلوههای مهم این روند، برگزاری کارگاههای تابآوری است. کارگاههای تخصصی، از مؤثرترین مسیرهای تبدیل دانش نظری به توان عملی و مهارت اجتماعی به شمار میآیند. هر جا قرار باشد تابآوری از سطح مفهوم به سطح رفتار، آموزش و مداخله اجتماعی برسد، کارگاهها اهمیت تعیینکننده پیدا میکنند. دانشگاه حکیم سبزواری با همراهی خانه تابآوری ایران، از این ظرفیت بهخوبی بهره گرفته و بستری برای آموزش مربیان، دانشجویان، مشاوران، معلمان، فعالان فرهنگی و کنشگران اجتماعی فراهم آورده است. این کارگاهها کمک کردهاند که تابآوری در نسبت با خانواده، آموزش، جامعه محلی، فرهنگ عمومی و سلامت اجتماعی بازخوانی شود. در نتیجه، بومی سازی تاب آوری در این تجربه، صرفاً یک بحث دانشگاهی باقی نمانده و به حوزه توانمندسازی انسانی و اجتماعی نیز وارد شده است.
در کنار کارگاهها، شبنشستهای تابآوری نیز سهمی اساسی در تعمیق این جریان داشتهاند. این نشستها فضایی برای گفتوگو، تبادل نظر، بازاندیشی مفهومی و همافزایی میان حوزههای دانشی مختلف فراهم کردهاند. تابآوری، مفهومی میانرشتهای است و بدون گفتوگوی مستمر میان روانشناسی، جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی، علوم تربیتی، مددکاری اجتماعی، رسانه و سیاستگذاری عمومی، نمیتواند به بلوغ نظری و کاربردی برسد. شبنشستهای تابآوری با ایجاد چنین فضایی، به گسترش زبان مشترک علمی در این حوزه کمک کردهاند. در این بستر، بومی سازی تاب آوری از صورت یک شعار کلی فاصله گرفته و به موضوعی زنده، قابل بحث، قابل نقد و قابل توسعه در فضای دانشگاهی و فرهنگی کشور تبدیل شده است.
انتشار کتابهایی چون *درسگفتار تابآوری از فر تا فرهنگ* نیز از نشانههای روشن پختگی این مسیر است. هر حرکت علمی ماندگار، نیازمند ادبیات مکتوب و منابعی است که بتوانند تجربهها، ایدهها و مسیرهای مفهومی آن را ثبت و منتقل کنند. کتاب، حافظه یک جریان فکری است و بدون آن، تداوم علمی و فرهنگی دشوار خواهد بود. عنوان این اثر نیز خود حاوی یک جهتگیری معنادار است. پیوند دادن تابآوری با فر و فرهنگ، نشان میدهد که تلاش صورتگرفته ناظر به لایههای عمیقتر هویت و میراث فرهنگی ایران است. این کتاب و آثار مشابه، در تثبیت بنیانهای نظری بومی سازی تاب آوری نقش مهمی دارند، زیرا امکان میدهند که این مفهوم در پیوند با فرهنگ ایرانی، حافظه تاریخی و ارزشهای اجتماعی بازتعریف و بسط داده شود.
هفته تابآوری ایران نیز یکی از مهمترین عرصههایی است که در آن، نقش دانشگاه حکیم سبزواری به صورت ملی جلوهگر شده است. میزبانی این رویداد، دانشگاه را به کانونی برای گردهمآیی استادان، پژوهشگران، مدیران، مربیان و فعالان فرهنگی حوزه تابآوری تبدیل کرده است. اهمیت هفته تابآوری در آن است که مجموعهای از نشستهای علمی، کارگاههای آموزشی، رونمایی از کتابها، برنامههای ترویجی و فرصتهای شبکهسازی را در یک قالب منسجم گرد میآورد. از خلال چنین رویدادی، بومی سازی تاب آوری نه فقط در سطح نظریه، بلکه در سطح نهادسازی، ارتباطات علمی و شکلگیری یک جریان ملی دنبال میشود. استمرار این رویداد میتواند به تثبیت مرجعیت علمی و فرهنگی دانشگاه حکیم سبزواری در این حوزه یاری رساند.
نشان فرهنگیار تابآوری ایران نیز در همین منظومه معنا پیدا میکند. این نشان، بیانگر توجه به نقش افرادی است که در گسترش فرهنگ تابآوری، ترویج آموزش، تولید محتوا و تعمیق حساسیت اجتماعی نسبت به این مفهوم سهم مؤثر داشتهاند. هر گفتمان فرهنگی برای ماندگاری نیازمند حاملان اجتماعی، چهرههای اثرگذار و کنشگران متعهد است. شناسایی و تقدیر از این افراد، بخشی از فرایند نهادینه شدن یک مفهوم در عرصه عمومی است. در این معنا، نشان فرهنگیار تابآوری ایران به تحکیم سرمایه نمادین این حوزه کمک میکند و یکی از ابزارهای فرهنگی مؤثر برای پیشبرد بومی سازی تاب آوری به شمار میآید.
آنچه دانشگاه حکیم سبزواری را در این میان ممتاز میسازد، نگاه منظومهای و نهادساز آن است. این دانشگاه تابآوری را به یک برنامه کوتاهمدت، یک مناسبت محدود یا یک فعالیت صرفاً آموزشی تقلیل نداده است. آنچه شکل گرفته، مجموعهای بههمپیوسته از مأموریت علمی، همکاری نهادی، آموزش تخصصی، گفتوگوی میانرشتهای، تولید متن و برگزاری رویدادهای ملی است. همین انسجام نشان میدهد که بومی سازی تاب آوری تنها زمانی به نتیجه میرسد که میان دانشگاه، نهادهای تخصصی، کنشگران فرهنگی و سازوکارهای آموزشی پیوندی پایدار برقرار شود.
از این منظر، تجربه دانشگاه حکیم سبزواری را باید نمونهای مهم در مسیر بازتعریف نقش دانشگاه در حل مسائل نوپدید جامعه ایرانی دانست. این دانشگاه نشان داده است که میتوان از دل یک مأموریت علمی، افقی ملی برای اندیشیدن و عمل کردن گشود. بومی سازی تاب آوری در این تجربه، به معنای ساختن زبانی تازه برای مواجهه با بحرانها، بازسازی امید اجتماعی، تقویت هویت فرهنگی و افزایش ظرفیت جامعه برای ادامه دادن و از نو ساختن است. این دستاورد، زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که بدانیم بسیاری از مسائل امروز جامعه، بیش از آنکه صرفاً فنی یا مقطعی باشند، ریشه در لایههای فرهنگی، ارتباطی و هویتی دارند.
دانشگاه حکیم سبزواری با روشن کردن این مسیر، سهمی مؤثر در گشودن یکی از ضروریترین بحثهای امروز ایران ایفا کرده است. اگر این حرکت با استمرار پژوهش، توسعه آموزشهای تخصصی، تقویت شبکههای علمی و فرهنگی و حمایت نهادهای مرتبط همراه شود، میتواند به الگویی ملی برای توسعه دانش و عمل در حوزه تابآوری فرهنگی هویتمحور تبدیل شود. اهمیت این تجربه در آن است که تابآوری را از یک مفهوم انتزاعی و ترجمهای، به یک مسئله زنده، ایرانی، دانشگاهی و اجتماعی بدل کرده است.
در نهایت و پایان سخن اینکه، آنچه از این روند به دست میآید، شکلگیری افقی تازه برای فهم پایداری اجتماعی و فرهنگی در ایران است.
در این افق، تابآوری به معنای توان بازسازی، حفظ معنا، تقویت پیوندهای اجتماعی و استمرار هویت در دل تغییرات و فشارهاست.
دانشگاه حکیم سبزواری با چنین رویکردی، در مسیر بومی سازی تاب آوری جایگاهی پیشرو یافته و توانسته است الگویی معتبر برای پیوند میان دانشگاه، فرهنگ و آینده اجتماعی کشور ارائه کند.

