آسایش حرارتی فضاهای باز عامل مؤثری در حفظ و ارتقاء توسعه پایدار شهری و افزایش کیفیت زندگی ساکنان محسوب میگردد. از سوی دیگر، محیطهای ساخته شده، هندسه شهری و همچنین میزان فشردگی کالبدی میتوانند بر آسایش اقلیمی فضاهای باز شهری تأثیر بگذارند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی دقیق شاخصهای آسایشی در بخشی از بافت متراکم (سنتی) و بافت باز (جدید) شهر یزد و مقایسه آنهاست. بنابراین سوال پژوهش به این صورت مطرح میگردد که عملکرد بافت متراکم (قدیمی) و بافت باز (جدید) شهر یزد از نظر شاخصهای آسایشی چگونه است؟ برای دستیابی به پاسخ پژوهش، بخشی از دو بافت شهری متراکم (قدیمی) و باز (جدید) در شهر یزد انتخاب و در نرمافزار انویمت شبیهسازی شدهاند. دمای هوا (Ta)، دمای سطح (Ts)، رطوبت نسبی (RH)، میانگین دمای تابشی (MRT)، سرعت باد (Ws) از عوامل خرداقلیمی هستند که به طور موثری بر شاخصهای آسایشی از جمله PET، PMV و PPD تاثیر میگذارند.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که در فصل تابستان، بافت جدید مورد مطالعه در شهر یزد، میزان شاخصهای آسایشی در ساعات ابتدایی روز (ساعت 6 تا 14) شرایط مطلوبتری را نسبت به بافت فشرده قدیم دارا میباشد. از طرفی در این ساعات، دمای سطوح و دمای متوسط تابشی بافت جدید کمتر از بافت متراکم قدیم است و این عوامل تحت تاثیر جریان باد میباشد. از آنجایی که میزان اختلاف سرعت جریان باد در بافت جدید نسبت به بافت قدیم به دلیل گشودگی قابل توجه بافت، بیشتر بوده، این عامل بر دمای سطوح و دمای متوسط تابشی تاثیر گذاشته و باعث کاهش آنها در ساعات 6 تا 14 شده است. در نهایت، تمامی این عوامل در کنار هم سبب ایجاد شرایط مطلوبتر آسایشی در بافت جدید در فصل تابستان شدهاند.
این موضوع نتایج برخی از پژوهشهای پیشین که نشان میدهند بافت متراکم و سنتی شهر یزد در بهرهوری انرژی عملکرد مطلوبتری دارد را با تردید مواجه میسازد. البته همانگونه که پیشتر نیز بیان شد، تقریباً تمام مطالعاتی که به مقایسه بافت متراکم (سنتی) و بافت باز (جدید) شهر یزد از نظر آسایش حرارتی پرداختهاند، برای پاسخ به سوالات خود از روشهای کیفی و توصیفی-تحلیلی استفاده کردهاند. در صورتیکه، نتایج شبیهسازی نرمافزاری و بررسی الگوهای دو بافت باز (جدید) و متراکم (قدیم) شهر یزد در این پژوهش، به وضوح نشاندهنده تأثیر گشودگیها و ایجاد جریان باد بر کاهش شاخصهای آسایش حرارتی در ساعات ابتدایی و میانی روز در بافت جدید هستند.
یافتههای فوق تأکید میکنند که برای دستیابی به آسایش حرارتی مطلوب در فضاهای شهری، میبایست در طراحی بافتها گشودگیهایی درنظرگرفته شود که تعامل مؤثری با جریان باد ایجاد کرده و مناطق کلیدی را به طور هدفمند تحت پوشش قرار دهد.